کد خبر: ۷۹۸۹۳
تاریخ انتشار: ۲۰ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۹:۴۳
غلامرضا جعفری،دانشجوی دکتری حقوق بین‌الملل عمومی
«مذاکره و گفت‌وگو بزرگ‌ترین سلاح‌هایی هستند که برای ترویج و گسترش صلح و توسعه در اختیار داریم – نلسون ماندلا»

در باب جنگ و صلح نظریه‌پردازان سیاست، حقوق، فلسفه و مطالعات بین‌الملل جستارهایی عمیق و نوشتارهایی متعدد نگاشته‌اند سخن گفت در این باب ولی هنوز علی‌رغم نو نبودن جذاب است زیرا هنوز به صلح عادلانه پایدار نرسیده‌ام و هنوز در تلاشیم تا همه چیز را به دیپلماسی و نه جنگ بسپاریم فارغ از اینکه جنگ چه نامی داشته باشد حتی تعبیر جنگ عادلانه نیز از جنگ بودن چنگ نمی‌کاهد جنگ شروعی است برای تخریب دستاوردهای عمرانی، صنعتی، کشاورزی، زیست‌محیطی، سیاسی، امنیتی، دیپلماتیک و بدتر از همه حقوقی، اجتماعی و فرهنگی آوردگان، پناهندگان، کشته‌ها، زخمی‌ها، مفقودین، تجاوزها، بیماری‌های واگیر، اختلالات خلقی اعصاب و روان ماهیت عدالت ستیز و توسعه گریز جنگ را که با قساوت و خشونت انسانیت و اخلاق را به‌سان تعبیر توماس هابز که انسان را گرگ انسان می‌داند می‌درد در جنگ چه پیشدستانه چه تهاجمی چه تدافعی یک اصل وجود دارد پایان دیپلماسی یعنی طرفین از اقناع پیشنهاد پاداش یا تهدید به مجازات به هدف نائل نشده و مخاصمه مسلحانه داخلی یا بین‌المللی را بر امنیت و سلامت که نعمت‌های مجهول هستند (در قول معصوم (ع)) ترجیح می‌دهند و این نشانه بیماری کسانی است که جنگ‌افروزی می‌کنند شروع جنگ شروع نقض حقوق بین‌الملل در ابعاد گسترده و مختلف است حتی گاها دیده‌شده مصونیت‌های دیپلماتیک و مسائل اساسی حقوق بشر نقض می‌شوند حمله جنایت‌بار طالبان به کنسولگری ایران نمونه‌ای از این‌هاست کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو ۱۹۴۹ و پروتکل‌های دوگانه الحاقی به آن‌ها ۱۹۷۷ حقوق بین‌الملل بشردوستانه را موردحمایت قرار می‌دهد اما نه فلاسفه، نه شورای امنیت و مجمع عمومی ملل متحد نه پیش‌تر از آن‌ها جامعه ملل، نه معاهدات حقوق جنگ و نه سازمان‌های بشردوستانه صلیب سرخ و هلال‌احمر و… هیچ‌کدام مانع جنگ نمی‌شوند در طول تاریخ اگر جمع بزنیم مجموعاً ۷۰ سال بیشتر صلح نبوده یعنی حالت طبیعی بشر با نگاهی رئالیستی همان حالت هابزی بوده از نگاه مارکسیست‌ها جنگ‌ها را سرمایه دارن می‌سازند از نگاه تاریخی اما جنگ‌طلبان افرادی دارای عقده‌های فروخورده حقارت هستند که وقتی به مسند می‌رسند با حکومت‌های توتالی‌تر مانند فاشیسم، نازیسم، کمونیسم، تئوکراتیزم مانند طالبان یا داعش واخیرا کاپیتالیزم و صهیونیزم به توسعه‌طلب و امپراتوری سازی برون‌مرزی روی می‌آورند قدر مشترک همه این‌ها ایدئولوژی‌ای است که توسعه‌طلبی ارزی را توجیه می‌کند به قول دکتر علی شریعتی تمام جنگ‌های تاریخ بین کسانی بوده که نمی‌دانستند برای چه می‌جنگند (سربازان) و باهم می‌جنگیدند برای کسانی که می‌دانستند برای چه باهم می‌جنگند اما درواقع نمی‌جنگیدند (شاهان و حکام) جنگ شر مطلق است جنگ اتمی (هیروشیما و ناکازاکی که هنوز آثارش پس از نسل‌ها باقی است)، میکروبی و شیمیایی (که پرونده جنایات رژیم صدام درنبرد با ایران و مردم خودش در این موضوع تا ابد مفتوح خواهد ماند) و حتی جنگ‌های سایبری که به‌ظاهر تلفات مشهود ندارند همه نقض حقوق بشر است حق صلح، حق آزادی، حق امنیت، حق تحصیل، حق شغل، حق سکونت، حق توسعه و بالاتر از همه حق زیستن چگونه است که آدمیان به خود اجازه می‌دهند در تیراژی وسیع به صورت هدفمند یا بی‌هدف تن به تن یا دسته‌جمعی دیگرانی را که نمی‌شناسند بکشند چگونه است که اگر در خیابان به کسی تنه زدیم و افتاد بلندش می‌کنیم و عذر می‌خواهیم و لباسش را می‌تکانیم اما در جنگ همان آدم را مورد هدف قرار می‌دهیم راستی چگونه این جنون دسته‌جمعی رخ می‌دهد جنگ و تروریسم اهداف سیاسی را مخدوش می‌کنند و اقتصاد و تجارت و صنعت و توریسم را به ورطه نابودی می‌کشند جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت، ژنوسید (نسل‌کشی) هدف قرار دادن سالمندان، زنان و کودکان، بیماران، شکنجه، تجاوز و… تفریح بیماران روانی می‌گردد که به عنوان سرباز یا فرمانده در نبردها به کار گرفته می‌شوند حرمت‌ها، حریم‌ها، خانواده‌ها و جوامع متلاشی می‌شوند سربازان جنگی پس از جنگ افسرده و گاها خودکشی می‌کنند چه چیز مانع این توحش سیستماتیک می‌شود آیا جهانی‌شدن و تشکیل دولتی جهانی جنگ را متوقف می‌کند در این صورت به اعتقاد عده‌ای نام جنگ‌های بین‌الملل به نبرد داخلی تغییر میابد در تفکرات دینی اغلب ادیان به خصوص ادیان ابراهیمی هم جنگ آخر زمان واقع‌شدنی و اجتناب‌ناپذیر است ناگفته نماند معدود افرادی قائل به آن‌اند که در آن مقام خرد انسان به قدری است که بی جنگ مسائل حل‌وفصل می‌شود امری که کاملاً بعید به

به نظر می‌رسد سؤال اصلی اینجاست چه باید کرد جنگ اجتناب‌ناپذیر است و به فکر کم کردن تبعاتش باشیم مثلاً حقوق جنگ را عملیاتی کنیم یا جنگ را -که امروز به بیزینس سرمایه‌داران بزرگ دنیا برای فروش تسلیحات و پیشبرد اهدافشان تبدیل‌شده و اخیراً با جنگ‌های نیابتی مترو پل‌ها باهم نجنگیده و خسارات به اقمار تحمیل می‌شود – کاملاً متروک کنیم پاسخ اینجاست هردو هم باید حقوق جنگ را در حالت واقعی تعمیم، تعمیق، حمایت و اجرا کنیم هم برای رسیدن به شق ارمانی مسئله یعنی ترک مخاصمه و صلح پایدار تلاش کنیم برای صلح پایدار باید این دید ایجاد شود که با اینکه منابع محدود ثروت و قدرت مطلوب و محل مناقشه است اما اختلافات بر سر آن‌ها با گفتگو حل شود میز متارکه ترک نشود الگوی انعطاف و بازی برد - برد که بهترین نمونه آن در برجام بین ایران و اتحادیه اروپایی، پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان رخ داد نمونه‌ای عالی برای جنگ زدایی عقلانی است در مورد صلح پایدار باید دانست سازمان ملل مجمع عمومی و شورای امنیت متأسفانه تلاش‌هایشان کافی نیست از قطعنامه اتحاد برای صلح هم دستاورد چندانی عاید نشد زیرا منافع سیاسی قدرت‌های بزرگ در عرصه روابط سیاسی بین‌الملل همیشه ترمزی برای اجرای درست و کامل و برابر و عادلانه حقوق بین‌الملل است بهترین راهکار بازی کنشگران غیردولتی سازمان‌های مردم نهاد ملی و بین‌المللی برای گفتگوی جهانی و حل مشکلات دولت‌ها و پیشگیری از جنگ است ائتلاف ملت‌ها می‌تواند دولت‌ها را از تعقیب منافع ملی به صورتی میلیتاریستی و با قوای قهریه نظامی بازدارد البته این بازداشت باید هم از جنگ و هم از اقدامات مشابه ناقض حقوق بشر مانند تحریم‌های بی‌منطق باشد تحریم‌هایی که شدیداً حق توسعه را هدف قرار می‌دهند تحریم‌هایی که فقر، محرومیت، نقص فنی وسایط حمل‌ونقل زمینی، دریایی و هوایی و سوانح ناشی از آن‌ها مسائل حاد داروو درمانو هزار و یک مصیبت و نکبت دیگر که کمتر از جنگ نیست را برای مردم به دنبال دارد برای جنگ ستیزی چه باید کرد فمینیست‌ها معتقدند دیپلومتها و سیاستمداران خانم چون مادرند جنگ ستیز ترند این مسئله مثال نقض دارد کاندولیزا رایس مشاور امنیت ملی جرج واکر بوش بهترین دلیل آن است اما یک نکته را غیرمستقیم می‌توان گرفت نهاد خانواده اگر خشونت در نهاد خانواده و در تعلیم و تربیت اولیه کودکان در مدرسه و جامعه از فیلم و انیمیشن و بازی رایانه‌ای تبلیغ و ترویج نشود و گفتمان ((آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا)) سرلوحه آموزش و پرورش کشورها باشد در نسل‌های بعد جنگ‌های کمتری خواهیم داشت انسان‌های توسعه‌یافته هرگز نمی‌جنگند زیرا تا جایی که منطق و ابزار گفت‌وگو و دیپلماسی هست نیازی به خشونت نیست و توسل به زور ممکن که نیست مضحک هم می‌نماید در خاتمه ناگفته نباید گذاشت که مقوله دفاع مشروع در برابر تهاجم نه‌تنها امری لازم بلکه مقدس است زیرا همان‌قدر که باید شروع‌کننده جنگ نبود ولی آنگاه که تحمیل شد باید از استقلال و حاکمیت مللی و تمامیت مرزی دفاع کرد این امر مقدس، محترم، سنجیده، معقول، لازم، واجب و عین عقلانیت است از این منظر مدافع سعی در اعاده وضع سابق یعنی وضع صلح دارد بنابراین در برابر توسعه‌طلبی مهاجم می‌ایستد دفاع مقدس ایران در جنگ تحمیلی ۸ ساله در برابر رژیم صدام حسین نمونه بارز دفاع مشروع است امید که روزی برسد که جنگ را به عنوان مسئله‌ای در تاریخ و نه مسئله‌ای در حال و آینده موردمطالعه قرارداد با اتحاد نخبگان و فعلان غیردولتی ملت‌ها این امر ممکن و سهل‌الوصول است به امید آن روز.

پربازدید ها
آخرین اخبار