کد خبر: ۷۹۸۵۴
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۹۶ - ۲۲:۲۵
ابوذر ترابی:
مادامی که جریان اصلاحات مناسبات خود با حاکمیت را باز تنظیم یا باز تعریف نکند در فضای سیاسی کشور نمی‌توان متوقع کنش یا تحرک موثری از آنان بود و نقش و جایگاه آنان در فرایندی تقلیل‌گرایانه به بلوکی حاشیه‌ای و دست دوم فرو خواهد کاست.
دو رویداد سیاسی در روزهای اخیر موجب شد که بار دیگر و از زاویه ای دیگر مهمترین ائتلاف جربان های سیاسی پس از ائتلاف تاریخی راست مدرن و چپ های خط امامی در مجلس پنجم بازخوانی و باز تعریف کنیم، یکی معرفی منصور غلامی به عنوان وزیر علوم و تحقیقات و فناوری و دیگری  موضع بهزاد نبوی از چهره‌های شاخص و ارشد جریان اصلاحات در تعریض و حتی نکوهش بخشی از فعالین اصلاح طلب در نوع مواجهه با دولت روحانی و برخی انتصاب‌های او که آنگونه که روا و شایسته است بدان پرداخته نشد.

پویش، سرویس سیاسی؛ کلید این اعتراضات و انتقادات که ضرورت این بازبینی را ایجاد می‌کند مواجه بدنه دانشگاهی و بخشی از فعالین سیاسی است که عموما پیروزی روحانی و دولت او را مدیون و وام‌دار فعالیت‌ها و حمایت‌های خود از او می‌دانند، موضع و نگاهی مشروع و به حق که البته نوعی ناپختگی و نداشتن حزم اندیشی در آن وجود دارد. روحانی و دولت برآمده او که برکشیده ائتلاف اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان است، واقعیت این روزهای ایران ماست.

دولتی توسعه گرا که اقتصاد را بر سیاست ترجیح می‌دهد و ثبات سیاسی شکل گرفته کنونی را پیش شرط و لازمه توسعه اقتصادی می‌داند. اما هم دولت و هم اصلاح‌طلبان در این محاسبه و برنامه‌ریزی دچار نوعی کج تابی تحلیلی هستند. از سوی دیگر مفاهیم و کارکرد های این مفاهیم هم شامل همین بحران است. اگر کارکرد مفاهیم و کاربرد آن در ساخت ائتلاف در جایگاه مناسبی قرار نگرفته پیش و بیش از هر چیزی ناشی از عدم تدوین و تعریف دقیق آن  است که قادر به تشریح فضای کنونی نیستند. حمله به این مفاهیم  و ایجاد تشکیک در ساخت ماهوی نه تنها راه پیش رو را روشن‌تر و قابل فهم‌تر نمی‌کند، که اتفاقا بر پیچیده شدن ومه آلود تر شدن فضا می‌افزاید.

راه حل و مکانیزم و سازوکاری که می‌تواند از دامنه بحران بکاهد در گام اول پرداختن به بازخوانی مفاهیم کلیدی از قبیل اصلاحات و ایده‌ها، الگوها، ارزش‌های مترتب بر آن است. انگاره ها و نگره‌ها و ایماژهایی که از این مفاهیم کلیدی ناشی می‌شود همیشه در نوعی سیالیت و بی مرزی ادامه حیات داده است که در برخی مواقع برای پوشش خلا ها و کاستی های ناشی از اعمال آن، عملگرایی را کاریکاتوریزه و اصلاح طلبی را لیبرالیزه کرده اند. پس اینکه ائتلاف شکل گرفته به جای تخریب، تقویت و به جای تقابل به قوام برسد، یک مسئله محوری را پیش روی خود دارد که از آن به واقع‌نگری و تقویت رئالیسم سیاسی بدون عبور از اصول هویتی است.

بر همین مبنا اگر دولت خود را بی نیاز از جریان فکری و سیاسی تاریخی و پرنفوذ اصلاحات بداند و همچنین اصلاحات نیز از همین زاویه به تحولات و ارایش سیاسی کشور بنگرد نه توسعه‌ای باقی خواهد ماند و نه دموکراسی خواهی نضج می‌گیرد که این دو پارادایم و گفتمان برای رسیدن به گفتار و ارزش‌های مشترک و  متفق نیاز به تداوم  همسویی و همگرایی پایدار دارند. هر گونه غفلت و خطای محاسباتی پوپولیسم  را به عنوان  رقیبی  تاریخی یک بار دیگر در مواجهه و رقابت با توسعه گرایی و دموکراسی خواهی پیروز می‌کند.

امروز روحانی همان راهی را می رود که باید برود. راهی که میراث تجربه سازندگی و اصلاحات و بر اساس و مبنای واقعیت های روشن فضای سیاسی کشور است و استراتژی ائتلاف را به راهبرد اتحاد می‌رساند که علاوه بر حفظ هویت رقابت‌های  درون گفتمانی را به رسمیت می شناسد. اقتصاد چشم اسفندیار این مسیر است که اصلاح‌طلبان با تقویت جامعه مدنی و اعتدالگرایان با ارتقا کارآمدی می‌توانند در راستای برطرف نمودن آن گام بردارند. از سوی دیگر اما اصلاح طلبان در این جغرافیا شرایط پیچیده‌تری را تجربه می کنند. اصلاح‌طلبان پس از وقابع ۸۸ علاوه بر فشار بیرونی، تنش داخلی را نیز تجربه کردند.

جنبش موسوم به سبز که در آن تحولات نقش محوری و عمده ای را ایفا کرد. بر پیکره اصلاح‌طلبی که باز فهم جریان خط امام بود آسیب های جدی وارد کرد، از مهمترین این چالش‌ها اغتشاش گفتمانی و فکری و در مواردی تقابل و دشمنی انگاره های سبز با اموزه‌های چپ‌های مدرن بود. اما اکنون که منتهی الیه چپ جریان اصلاح طلبان یا همان جنبش سبز، در فرایندی درون گفتمانی مقهور منتهی الیه راست یا همان جنبش بنفش اصلاحات شده فرصت مناسبی برای اصلاح‌طلبان فراهم آمده که بیش از قدرت اجرایی به تقویت تئوریک و البته تعیین مرزهای هویتی خود همت بگمارند.

مادامی که جریان اصلاحات مناسبات خود با حاکمیت را باز تنظیم یا باز تعریف نکند در فضای سیاسی کشور نمی‌توان متوقع کنش یا تحرک موثری از آنان  بود و نقش و جایگاه آنان در فرایندی تقلیل‌گرایانه به بلوکی حاشیه‌ای و دست دوم فرو خواهد کاست. باید پذیرفت که اصلاح طلبان نباید رییس دولت اصلاحات و جایگاه و محبوبیت وی را پوششی برای نارسایی‌ها و اهمال‌های خود قرار دهند و از هم اکنون با خطای محاسباتی چند باره پایه‌های ائتلاف چپ مدرن و راست مدرن را متزلزل کنند.

پربازدید ها
آخرین اخبار