کد خبر: ۷۹۸۰۳
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۳۹۶ - ۱۶:۱۱
در صورتی که طرح های آمایش سرزمین و برنامه ریزی فضایی برای هر منطقه آماده گردند، در واقع دیگر نباید نگران تغییر جهت‌گیری‌های توسعه با تغییر مدیران بود. انتخاب وزیر، استاندار و دیگر مدیران، تنها در سرعت و روش رسیدن به نقطه غایی موثر است نه در تعیین هدف های نهایی توسعه.
نخستین برنامه توسعه هفت ساله کشور (۳۴-۱۳۲۷) در سال 1327 تهیه و اجرا گردید. شاید بتوان گفت که توسعه کشاورزی و صنعت،از این تاریخ به بعد، با ورود فناوری‌های پیشرفته، وارد دوره‌ای نوین شد و سرعت زیادی به خود گرفت. در پی آن بخش آب و منابع آب کشور نیز به شدت تحت تاثیر قرار گرفتند.

به گزارش پویش و به نقل از آفتاب‌نیوز، توسعه افسار گسیخته، به گونه‌ای بود که برای مهار و بسامان کردن آن، در سال 1347 "قانون آب و نحوه ملی شدن آن" به تصویب مجلس رسید اما در همان سال نیز 15 دشت کشور به عنوان دشت ممنوعه معرفی گردید. ادامه روند پراکنده کاری، ناهماهنگ، نقطه‌ای و لابی گری در توسعه بدان انجامید که اکنون شمار دشت‌های ممنوعه به بیش از50 درصد رسیده است. افزون بر آن، فشارهای سیاسی و دخالت‌های غیر کارشناسی سبب گردید که در جای جای کشور، نمودهایی از توسعه نامناسب رخ بنماید. هنگامی که به آنچه پیمودیم نگاه میکنیم، در مییابیم که در این سالیان دور و دراز، مسوولین کشور در بیشتر دوره ها، به توسعه به چشم ساخت و ساز نگریسته‌اند. واقعیت این است که در دوره های مورد نظر، کار عمرانی به اشتباه با توسعه برابر انگاشته شد. سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور که در واقع مدیر توسعه کشور است، به روزمرگی روزگار گذراند. همه چیز بیانگر این است که کشور از فقر راهبران توسعه، رنج می‌برد. ما مدیر پروژههای بزرگی تربیت کرده و پروژههای بزرگی ساخته‌ایم، اما به هدف غایی توسعه دست نیافتیم. هدف انکار گذشته نیست لیکن ادامه این روند قطعاً آسیب های جبران ناپذیری به پایداری سیاسی- اجتماعی و تاب آوری منابع آب و خاک کشور وارد خواهد نمود. نمیخواهیم بر پیشانی هر کاری که انجام شده است، نشان پرسش بنهیم. مراد نگاهی به گذشته و تدوین درس آموختههاست تا چراغ راه آینده باشد؛ رودکی،پدر شعر فارسی چه خوش میسراید:

هرکه ناموخت از گذشت روزگار/ نیز ناموزد زهیچ آموزگار

بررسی تاریخچه توسعه در کشور نشان می‌دهد که گمشده اصلی در سده گذشته، عدم توجه جدی به آمایش سرزمین و برنامهریزی فضایی بوده است. مرور روند توسعه نشان می‌دهد که اگرچه گه گاه، جهت گیری‌هایی در این راستا وجود داشته است (برنامه ششم توسعه قبل از انقلاب و برنامه های اول، سوم، چهارم و پنجم توسعه پس از انقلاب)، اما نبود باورمندی و اراده جدی برنامهریزان و راهبران توسعه به همراه عافیت خواهی و آزادی عمل در پراکنده کاری در بخش هایی از مدیریت توسعه، کشمکش های بخشی و لابی گری ها سبب گشته است تا توسعه، راهی کج و ماوج و نادرستی را تا به امروز بپیماید. اگرچه مرکز آمایش سرزمین درسال 1353 گشایش یافت، شرکت ستیران مطالعات آمایشی را در گستره ملی در سال1356 انجام داد، طرح پایه آمایش سرزمین در سال 1362 تهیه گردید؛ ضوابط ملی آمایش سرزمین در سال 1383تدوین شد؛ در برنامه ها‌ی گوناگون توسعه به آمایش سرزمین، و در برنامه اول به "راهبرد سازماندهی فضایی" اشاره شد ؛ شرح خدمات  آمایش استان‌ها در شهریور 1385 مدون گشت و کم کم در پی این کارها، مطالعات آمایشی در برهه های زمانی مختلف،در همه استانها در دستور کار قرار گرفت، اما نمود اجرایی و کاربردی چشمگیری از این اقدامات در برنامه ریزی توسعه کشور دیده نمی‌شود. از دایره انصاف بیرون خواهیم بود اگر سهم نابسامانی های ایجاد شده در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور را در این فراموشی همگانی کم رنگ بدانیم. یورشی که به این سازمان در دوره های پیشین شد، در کنار بی رمقی همیشگی در دستگاه پیش گفته، در گم شدن و دور از نظر ماندن چنین مطالعات حیاتی موثر بوده است.

طرح‌های آمایش سرزمین چیستند؟

طرح های آمایش سرزمین در مقیاس های ملی، استانی، منطقه ای و محلی قابل انجام هستند. در این راستا باید نخست راهبردهای آمایش سرزمین در گستره ملی و در پی آن در سطوح دیگر تهیه گشته و سپس در یک فرآیند رفت و برگشتی با واحدهای کوچک تر مطالعاتی، طرح آمایش سرزمینی در سطح ملی تهیه گردد. پیام های کلیدی طرح آمایش سرزمین به همراه نقش هایی که برای هر استان یا منطقه در طرح آمایش ملی دیده شده است، به منزله سند بالادستی و شاید در مقام شرایط مرزی، در فرآیند طرح های آمایشی در مقیاس کوچک تر در نظر گرفته می شود. 

در طرح های آمایش سرزمین نخستین کار، شناخت وضعیت کنونی است. در این طرح ها همه چیز به صورت دارایی (Assets) و یا محدودیت دیده می شود و سپس در چارچوب برنامه ریزی راهبردی با یکی از روش های مناسب مثل SWOT تحلیل می گردند. به بیان دیگر معادن، مناظر زیبا، کوه، جنگل، پیکره های آبی، نوروز و رمضان و بسیار موارد دیگر به عنوان دارایی های طبیعی، اجتماعی و فرهنگی شناخته می شوند که به کمک آنها می توان اشتغال زایی نمود. محدودیت های اقلیمی، تهدیدات طبیعی مانند سیل و زلزله و خشکسالی، تهدیدات امنیتی و نظایر آن نیز در مدل های تجزیه و تحلیل راهبردی وارد می گردند. همچنین انواع پیوندها و داد و ستدهای اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی منطقه مورد مطالعه با نواحی همجوار و غیر همجوار نیز مورد توجه قرار می گیرد و در نهایت برنامه های توسعه ای مختلفی در بخش های گوناگون ارائه می گردد. برنامه ریزی فضایی نیز علاوه بر موضعی کردن (مکان دار کردن) موضوعات توسعه، رابطه انسان با فضای توسعه را مورد توجه قرار می دهد و ساز و کارهای نهادی (اجرایی و پایشی) را طرح ریزی می نماید.

در صورتی که طرح های آمایش سرزمین و برنامه ریزی فضایی برای هر منطقه آماده گردند، در واقع دیگر نباید نگران تغییر جهت‌گیری‌های توسعه با تغییر مدیران بود. انتخاب وزیر، استاندار و دیگر مدیران، تنها در سرعت و روش رسیدن به نقطه غایی موثر است نه در تعیین هدف های نهایی توسعه. افزون بر آن برنامه های توسعه ای گوناگونی که قبلاً برای هر منطقه استخراج شده است از مرحله ارزیابی راهبردی محیط زیستی (SEA) عبور کرده و منطبق بر پتانسیل ها ، امکانات و هدف گذاری های آن ناحیه در الگوی توسعه کلان ملی است. این موضوع تضمین می نماید تا اشتباهات بزرگ توسعه ای، نادر باشند. جان سخن اینکه در این نوع از الگوی توسعه برتری های نسبی هر ناحیه مورد توجه قرار می گیرد.

چه در مصاحبه آقای دکتر اردکانیان با نشریه دیپلماسی انرژی، مرداد و شهریور 96 و چه در پیش برنامه بخش آب منتسب به ایشان معروف به برنامه چهار کارشناس، موضوع آمایش سرزمین مورد تاکید فراوان قرار گرفته است. این موضوع امید فراوانی را در پیش دغدغه مندان امر توسعه پایدار بوجود آورده است. ما می توانیم امیدوار باشیم که وزارت نیرو در دوره جدید بیش از پیش بر ساماندهی اندیشه های خود پیرامون امر توسعه متمرکز گردد و خط فکری ساختار یافته و هدفمند توسط مدیران آن وزارتخانه پیموده شود.

 باید گفت که آمایش بستر توسعه و بخشی از آن است؛ بنابراین پافشاری بر آمایش، هرگز انکار توسعه نیست. در هیچ کشوری به ویژه کشورهای در حال توسعه، هرگز نباید توسعه را تعطیل کرد بلکه راستا و نوع آن را باید درست کرد. هم اکنون مطالعات آمایشی در بیشتر کشور وجود دارد. می توان دو اقدام کوتاه مدت و بلند مدت را هم زمان در باره چگونگی ورود این بازیگر جدید در فرایند توسعه در دستور کار قرار داد. در کوتاه مدت می توان با اصلاحات نهادی کم حجم و مرور سریع مطالعات موجود، بخش ها و قلمرو های جدید و قطعی توسعه در هر استان( مثلا 30 درصد از فضای توسعه هرمنطقه) را شناسایی نموده و بخش هایی از آن را در دستور کار قرار داد. در بلند مدت می توان با ساماندهی امر توسعه آمایش محور در یک شرکت ملی، ضمن بازنگری طرح های آمایشی موجود، اقدامات گسترده تری انجام داد. بدین ترتیب امر توسعه به بهانه آمایش سرزمین، حتی در کوتاه مدت نیز تعطیل نمی گردد. در پایان باید گفت، مهم ترین سنگر در برابر لابی گری های نادرست در پیدایش و اولویت بندی پروژه ها، طرح های آمایش سرزمین اند. این طرح ها همچنین در راستای دغدغه های محیط زیستی و پیشگیری از توسعه ناهماهنگ و ناسازگار با ویژگیها و امکانات توسعه ای هر ناحیه است.  پس این نوید را قدر بدانیم و در این راستا، هر کوششی را ارج بنهیم.
آخرین اخبار