کد خبر: ۷۹۸۰۱
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۹۶ - ۱۵:۳۲
ابا عبدالله تسلیم وضع موجود نشد تا به آرمان شهر پیامبر(ص) دست پیدا کند؛ آرمان شهر داشتن یعنی اینکه من حاضر نیستم صرفا سهمی از بیابان قدرت کسب کنم و آرمان هایم را فراموش کنم.
مرتضی نوروزپور دبیر کمیته سیاسی شاخه جوانان حزب اعتماد ملی در مراسم بزرگداشت حماسه عاشورا که توسط شاخه جوانان و دانشجویان حزب اعتماد ملی برگزار شد با اشاره به اهمیت شناخت ماهیت قیام ابا عبدالله الحسین(ع) گفت:  در این جلسه سعی خواهم کرد در حد شناخت و اطلاعات خود به دو سوال اساسی پاسخ بدهم اول اینکه آیا عاشورا سیاسی است؛ اگر جواب مثبت است بر مبنای چه تعریفی از سیاست آن را سیاسی می نامیم؟
دوم اینکه آیا سیاست عاشورا برای امروز ما کاربرد دارد؟

برای پاسخ به سوال اول ابتدا باید اشاره ای کنیم به تعاریفی که از سیاست ارائه می شود؛ افرادی همچون برتراند راسل، هارولد لاسول، چارلز مریام و ماکس وبر معتقدند که قدرت مفهوم اساسی سیاست است و علم سیاست یک نظام تجربی در رابطه با مطالعه چگونگی شکل گرفتن قدرت و سهیم شدن در آن است.با چنین تعریفی و با چنین سیاستی هدف کسب قدرت است و  قدرت وسیله ای برای رسیدن به اهداف عالی تر نخواهد بود.

با چنین تعریفی از سیاست که در آن هدف صرفا رسیدن به قدرت است حرکت اباعبدالله سیاسی نبود، چرا که ایشان می توانستند مانند رفتارهایی که امروزه متداول شده است با گرفتن سهمی از قدرت با یزید بیعت کنند و یا به تعبیر امروزی ائتلاف نمایند. اما رفتار ابا عبدالله متفاوت بود، چرا که برای خود خط قرمزها، پرنسیب ها و آرمان شهری قائل بودند که افول از آنها را به منزله از دست دادن هویت خویش می دانستند.

آرمان شهر داشتن یعنی اینکه من حاضر نیستم صرفا سهمی از بیابان قدرت کسب کنم و آرمان هایم را فراموش کنم، بلکه می خواهم این بیابان را آباد کنم.
با تعریف سیاستی که آن را می توان رخداد نامید، سیاست به منزله توانایی در ایجاد امکانات نو و ایجاد گسست با قانون وضع موجود و اندیشیدن به یک اتوپیای ذهنی است. از این بابت می توان عاشورا را یک رخداد نامید.خلق یک امکان که نادیده گرفته شده بود، عاشورا خلق واقعیت نبود، واقعیت در آن مدل ذهنی که پیامبر بنا نهاده بودند نهفته است عاشورا صرفا امکان وقوع دوباره آن را فراهم کردند.
ابا عبدالله تسلیم وضع موجود نشدند تا به آن آرمان شهر دست پیدا کنند که شرایطش انسانی است و قانون اش مبتنی بر اخلاق جمعی است حتی اگر هزینه ایجاد چنین آرمان شهری جان خویش و خانواده اشان باشد.
به تعبیر هگل که می گوید مردان بزرگ تاریخ غایت قوم خویش را درک می کنند و به دنبال به واقعیت رساندن آن هستند ابا عبدالله مصداق بارز مردان بزرگ تاریخ است که می دانستند غایت قوم خویش این است که به یک آرمان شهر انسانی دست پیدا کنند.با چنین تعریفی از سیاست، عاشورا تماما سیاسی است و نمی توان برداشت دیگری غیر از سیاست از آن داشت.
اما بازگردیم به سوال دوم آیا عاشورای سیاسی که در ۱۴۰۰ سال پیش رخ داده است برای امروز ما کاربرد دارد؟ باز می گردم به پاسخ سوال اول و تعبیری که هگل دارد، هگل می گوید فرهنگ از جهت فرد عبارت است از اینکه فرد چیزی را که به وی عرضه می شود را بگیرد و آن را جزوی از سرشت خود کند و از آن خود سازد، این فرآیند معنای دیگری ندارد مگر خودآگاهی پیدا کردن به این جوهر که بدین سان "شدن" یا "being" و بازتاب خاص خود را تدارک می بیند.

از این برداشت اگر استفاده کنیم می بینیم که می توانیم امر معروف یا داده شده را با در نظر گرفتن اقلیمی که در آن رخ داده از آنِ خود کنیم و با این روند، امر گذشته را حفظ کنیم.
رخداد عاشورا را هم می توانیم با در نظر گرفتن اقلیمی که در آن رخداده است از آن خود کنیم با این روند هر لحظه ما عاشورایی خواهد بود و هر جا که باشیم برایمان کربلاست.

پربازدید ها
آخرین اخبار