کد خبر: ۷۹۷۹۰
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۳
جریانی که هم اکنون به اصلاحات معروف است تا پیش از رحلت امام خمینی در سال 1368 در اکثر مناصب حکومتی نقشی فعال و پررنگ داشت. اصلاح طلبان که در دهه60 به نام جناح چپ خوانده می شدند هم در مجلس سوم اکثریت را در دست داشتند وهم در کابینه ای که ریاست آن را در زمان جنگ میرحسین موسوی بر عهده داشت دارای قدرت بودند.رهبر انقلاب و بیت او نیز در بسیاری از تصمیمات مهم مملکتی جانب جناح چپ را می گرفتند به گونه ای که هواداران این جناح در مجلس به خط امامی معروف بودند. ریشه جناح چپ در جمهوری اسلامی به جریانات دهه 1340 شمسی(60 میلادی) در جهان و جذابیت و همه گیر شدن ایدئولوژی چپ و افکار سوسیالیستی در بسیاری از کشورهای دنیا بر می گردد. در آن زمان جنگ سرد بین شوروی و آمریکا به شدت در جریان بود و جنبش های سوسیالیستی و کمونیستی در بسیاری از کشورهای جهان نظام های حاکم را تهدید می کردند. کشورهای اروپای شرقی، کوبا، کره شمالی و چین کمونیست از جمله کشورهایی بودند که در آن جنبش های چپ قدرت را در دست گرفته بودند. در ایران نیز به موازات این موج جهانی جریان های چپ همزمان با افول حرکت های ملی گرایانه و وقوع کودتای 28 مرداد 1332 رونق و جذابیت یافتند. البته پیش از این در دهه 20 حزب توده فضای سیاسی کشور را تحت تأثیر قرار داده بود و نفوذ زیادی در بین اقشار مختلف مردم به ویژه کارگران و روشنفکران یافته بود ولی با از بین رفتن حزب توده گروه هایی مثل سازمان مجاهدین خلق و چریک های فدایی خلق وبرخی دیگر از گروه هایی که مشی چپ و مسلحانه داشتند از دل گرایش هایی زاده شدند که آرمان عدالت خواهی و مبارزه با امپریالیسم را در سر می پروراندند.در این میان سازمان مجاهدین خلق آشکارا مفاهیم اسلامی را با ایدئولوژی مارکسیستی آمیخته بود و سعی در تلفیق اسلام و مارکسیسم به عنوان مکتبی جدید داشت که هم علم مبارزه می داند و هم نگاهی عدالت خواهانه به مناسبات اجتماعی دارد. بی جهت نبود که شاه به طعنه آنها را مارکسیست اسلامی می خواند که فقط در پی خرابکاری و ساقط کردن اساس سلطنت اند.علی شریعتی نیز مهم ترین روشنفکری بود که نمایندگی چپ اسلامی را درسطح جامعه برعهده داشت و افکار او در بسیاری از جوانان و گروه های سیاسی نفوذ داشت.پس از وقوع انقلاب اسلامی جریان چپ اسلامی نه تنها جذابیت خود را از دست نداد بلکه تبدیل به یک نیروی سیاسی عمده در صحنه سیاست کشور شد که از سویی دل در گروه اسلام و مفاهیم مذهبی داشتند و از سویی خواسته یا ناخواسته ایدئولوژِی مارکسیسم را در تحلیل های خود به کار می برد. اشغال سفارت آمریکا در آبان سال 1358 توسط دانشجویان پیرو خط امام نیز متأثر از همین ایدئولوژِی چپ گرایانه در مبارزه با امپریالیسم و البته تجارب تلخ کودتای 28 مرداد انجام پذیرفت.بسیاری از دانشجویان اشغال کننده سفارت بعدها در مناصب مهم حکومتی به مانند نمایندگی مجلس  و وزارت مشغول به کار شدند و افکار و ایده های خود را در اداره حکومت به کار گرفتند. دهه 60 زمان اوج ترویج افکار چپ اسلامی در جامعه بود. شعارهایی به مانند حمایت از مستضعفین، مبارزه با سرمایه داری و سرمایه داران، مبارزه با شرق و غرب و بسط حکومت اسلامی در تمام جهان از جمله مفاهیمی بود که با کمی با دقت در آنها می شد ریشه افکار اسلامی و چپ را توأمان درآنها مشاهده کرد.قوانینی نیز که به تصویب مجلس می رسید و گاهاً با مخالفت شورای نگهبان که در دست جناح راست بود مواجه می شد رنگ و  بوی افکار چپ را داشت. قوانینی به مانند قانون تجارت، قانون کار و حتی عرضه کوپنی کالاها از جمله این قوانین بودند. برنامه ریزی متمرکز و در دست گرفتن اداره اکثر کارخانه ها و بنگاه های اقتصادی توسط دولت در دهه 1360 نیز از جمله سیاست هایی بود که سال ها در شوروری و کشورهای بلوک شرق به کار گرفته می شد. ولی ستاره بخت چپ ها در دهه 60 با رحلت امام خمینی در سال1368 رو به افول نهاد. جناح چپ حکومت که در تمام سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی دست بالا را در بیشتر نهادهای حکومتی در اختیار داشت پس از رحلت امام خمینی قدرت و نفوذ خود را در حکومت به میزان قابل توجهی از دست داد.آنها نه تنها اکثریت خود را در مجلس چهارم که با نظارت استصوابی شورای نگهبان روبرو شده بود از دست دادند بلکه با استعفای موسوی از نخست وزیری و تغییر قانون اساسی قدرت خود را در قوه مجریه نیز از دست دادند.اکنون نوبت یکه تازی جناح راست در حکومت فرا رسیده بود. آنها هم مجلس و شورای نگهبان را در اختیار داشتند و هم در کابینه هاشمی رفسنجانی که در آن زمان به راست ها نزدیک تر بود اکثریت را دارا بودند.

کنار گذاشته شدن جناح چپ از قدرت بین سال های 1368 تا 1376با اینکه در ابتدا برای آنها دردناک بود ولی دوری از مرکز قدرت و تفکر و تعمق در کارنامه یک دهه ای خود در مناصب اجرایی و قانون گذاری موجب تغییرات شگرفی در آرا و افکار بزرگان و برنامه ریزان جناح چپ شد. بسیاری از سران جناح چپ که دیگر سال های جوانی و شور و هیجان سال های اولیه انقلاب را از سر گذرانده بودند اکنون نگاهشان به دنیا تغییر کرده بود.مفاهیمی به مانند دموکراسی،توسعه سیاسی، حقوق بشر،آزادی اندیشه و بیان، تساهل و تسامح،نواندیشی دینی و رابطه با کشورهای جهان در مقوله امور سیاسی و مفاهیمی چون توسعه اقتصادی،بازار آزاد، کوچک شدن دولت، انباشت ثروت و حمایت از سرمایه گذاری خارجی در مقوله اقتصادی به تدریج جای خود را در ادبیات جناح چپ باز کرد.سران و بزرگان جناح چپ که گویی در دوران دوری از قدرت از خواب غفلت بیدار شده بودند با مشاهده پیشرفت های سریع کشورهای جهان سوم به مانند ترکیه، مالزی، کره جنوبی و برزیل و البته فروپاشی شوروی در اواخر دهه 60 شمسی و بر باد رفتن رویاهای چپ روی به  بازنگری در ارزش ها و آرمان های خود آوردند.ارزش هایی که در بیش از یک دهه که در قدرت حضور داشتند مؤمنانه به آن پایبند بودند. ولی چنین گردشی در آرا و افکار جناح چپ نتایج نیکویی برای آنها به همراه آورد. پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات سال 1376 که حمایت تمام قد چپ ها را در پشت خود احساس می کرد نشان داد که جامعه نیز شعارها و ایده های نوی جناح چپ را پذیرفته و تغییر در فضای سیاسی جامعه را با نگاهی مثبت می نگرد. پیروزی قاطع جناح چپ در مجلس ششم که پس از ریاست جمهوری خاتمی اصلاح طلب خوانده می شدند نیزمهر تأییدی بر همراهی اکثریت جامعه با آرمان ها و ارزش های اصلاح طلبانه بود.در اختیار داشتن هشت ساله قوه مجریه و نیز دوره ششم مجلس توسط اصلاح طلبان سرمایه و تجارب ارزشمندی را چه در حیطه اجرا و قانونگذاری و چه در زمینه پرورش مدیران و افراد کارآمد سیاسی در اختیار این جناح سیاسی قرار داد.مهم تر از آن حمایت گسترده اکثریت مردمی بود که دل در گرو آرمان ها و ارزش های ترقی خواهانه جناح اصلاحات داشتند آرمان ها و ارزش هایی که جناح چپ در زمان دوری ار قدرت به خوبی آن را خواست اکثریت مردم تشخیص داد و با نقد خود از درون و حرکت به سوی ارزش های انسانی و حق طلبانه وآزادی خواهانه و با نصب العین قرار دادن توسعه سیاسی به عنوان موتور پیشرفت کشور، فضای سیاسی کشور را تحت تأثیر گفتمان خود قرار داد.در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد اصلاح طلبان مجدد از دایره قدرت بیرون افتادند. آنها مجدداً پس از هشت سال با حمایت از حسن روحانی اصولگرای معتدلی که آرا و افکارش به تدریج به اصلاح طلبان نزدیک می شد توانستند جو عمومی جامعه و اکثریت رأی دهندگان را در حمایت از ریاست جمهوری روحانی بسیج کرده  و وی را در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی برسانند. انتخابات دهمین  دوره مجلس شورای اسلامی در اسفند 1394و پنجمین دوره شوراهای شهر و روستا در اردبیهشت 96 نیز با حمایت های گسترده مردم از آرمان های اصلاح طلبانه به نفع جریان اصلاحات به پایان رسید.ولی رخدادهایی که پس از انتخابات مجلس و سپس شورای شهر روستا در میان جریان منتسب به اصلاحات به وقوع پیوست شک و تردیدهای فراوانی را در مورد ماهیت جریان اصلاح طلبی در میان مردم ایجاد کرد. یک روز خبر می رسد که برخی از چهره های اصلاح طلب که قبلا سابقه وزارت و وکالت داشته اند در لیست حقوق بگیران نجومی بوده اند. روز دیگر دختر یکی از همان نجومی بگیران که علیرغم سن کم و نداشتن تجربه با لابی پدر در لیست امید قرار گرفته و وارد مجلس شده به دفاع از حقوق پدر خود و برداشتن حق خود از سفره انقلاب از تریبون مجلس می پردازد. روز دیگر یکی دیگر از چهره های شاخص اصلاح طلب که از قضا نایب رئیس مجلس نیز هست از تشکیل فراکسیون استان های آذری زبان سخن می گوید و به راحتی فضا را برای تجزیه طلبان و مخالفان تمامیت ارضی ایران مهیا می سازد. چندی بعد پسر رئیس فراکسیون امید داشتن چندین شغل و عضویت در هیات مدیره چند شرکت مختلف را به ژن خوب خانواده خود نسبت می دهد.تصمیمات بحث برانگیز در مجلس و به تصویب رسیدن برخی قوانین مغایر با روح اصلاح طلبی با حمایت بسیاری از نمایندگان لیست امید از دیگر مواردی است که نشان می دهد جریان اصلاحات ظاهرا از درون در حال استحاله و دگردیسی است. انتخابات شوراهای شهر وروستا بار دیگر این ظن را قدرت بخشید که جریان اصلاحات و افرادی که ادعای اصلاح طلبی دارند ظاهرا در میان اوضاع نابسامان جامعه راه حل مشکل را کسب منفعت شخصی و برداشت سود خود از سفره ای که این چند روزه آنها در آن مسئولیتی در اختیار دارند تشخیص داده اند. چون بازی سیاست ممکن است هر لحظه روی زشت خود را به آنها نشان داده و آنها از دایره قسمت بیرون افتند.مسائلی که در حین انتخابات شورای شهر تهران افتاد و رقابت افراد مدعی اصلاح طلبی برای ورود به لیست اصلاح طلبان و مبالغ چندین میلیاردی که در این میان رد وبدل شد نشان داد که این افراد یا اصلاح طلب نیستند و یا اینکه معنای اصلاح طلبی در یک دهه گذشته تغییر کرده است.در بسیاری از شهرهای دیگر کشور نیز برخی از افراد مدعی اصلاطلبی برای ورود به شورای شهر دست به هراقدامی از خرید رأی گرفته تا دادن شام و ناهار و البته وعده های بسیار به مردم زدند. این منفعت طلبان که چسباندن خود به بدنه اصلاحات را راه ورود به شورا می دانستند از هر فرصتی استفاده می کردند تا خود را یک اصلاح طلب دوآتشه نشان دهند. ولی تقصیر اصلی برگردن این عزیزان نیست چه اینکه در طول تاریخ همواره افرادی بوده اند که به هر طرف که باد وزیده آنها نیز به همان سو لمیده اند.مشکل از سیاست گذاری کلان جبهه اصلاحات است که مشخص نیست با چه متر و معیاری اجازه داده است افرادی با سابقه های مبهم و البته برخی سابقه روشن در مخالفت با آرمان ها و ارزش های اصلاح طلبی در لیست های این جریان در سراسر کشور قرار گیرند.اصلاح طلبان امروز و چپ های اسلامی دیروز بایستی یکبار دیگر تاریخچه و کارنامه چند دهه گذشته خود را مرور کنند و به یاد آرند روزگاری را که جوانان و سالخوردگان این جریان در راه رسیدن به ارزش های خود حتی از بذل جان نیز دریغ نداشتند. آنان نه در پی ورود به مجلس و شورای شهر بودند و نه در پی حقوق و مناصب چندگانه و آنچنانی.اصلاحات نیازبه اصلاح دارد. آنها بایستی باردیگربه مانند اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 به بازنگری در آرا و افکار خود و نقد جدی عملکرد و دستاوردهای خود بعد از سال92 بپردازند. ظاهرا هشت سال ریاست جمهوری احمدی نژاد و دوری اصلاح طلبان از قدرت نحوه زیست سیاسی آنها را تغییر داده است. به نظر می رسد رفرم و گردش در آرا و افکار و نیز ارزش ها و آرمان های سال های68 تا 76 که منتج به شعارهایی چون توسعه سیاسی ، جامعه مدنی،دموکراسی و شایسته سالاری  و وحدت ملی شد و همین موضوع  موجبات حمایت اکثریت جامعه و پیروزی درانتخابات ریاست جمهوری سال 76 را برای آنها به ارمغان آورد این بار در جهتی عکس اتفاق افتاده و تبدیل به منفعت طلبی، قدرت طلبی و نفع شخصی در عمل شده است. اصلاح طلبان باید بدانند که اقبال مردم به آنها همیشگی نیست واین حمایت گسترده وهمه جانبه ممکن است با ادامه وضع فعلی به بی تفاوتی یا حتی مخالفت نسبت به جریان اصلاحات بدل شود.اصلاح طلبان نیاز به نقد جدی از درون دارند.ولی آیا اکنون که آنها در بدنه قدرت حضور دارند و سرمست از پیروزی در چند انتخاب اخیرند مجال و یا حوصله انتقاد از خود را دارند؟ و یا اصولا می پذیرند که نقدی به آنان وارد است؟اگر چنین نشود و در بر پاشنه سابق بچرخد اصلاح طلبان نبایستی منتظر باشند تا به صرف حضور در لیست اصلاحات و با یک «تکرار می کنم» زمین و زمان به کام آنان شود.. اصلاح طلبان دوبار کنار رفتن از دایره قدرت را تجربه کرده اند. اقبال مردم به همان سرعت که به سویی رو می کند ممکن است به همان سرعت رو به سوی دیگری کند. این تاوان درس نگرفتن از تاریخ است.
آخرین اخبار