کد خبر: ۷۸۹۵۸
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۵ - ۱۳:۳۰
امیر حسین خازه فعال سیاسی
ارتحال جانسوز آیت الله هاشمی رفسنجانی چنان ناگهانی بود که همه را در بهت فرو برد. هرچند که آیت الله در سه سال گذشته بارها از رفتن سخن گفته بود اما انگار کسی باور نمی کرد پیرمرد استوار و هوشمندی که ساعت ها به حالت ایستاده سخنرانی می کرد به یک آه و یک دم چشم از جهان فرو بندد و ملتی را عزادار کند. چه می توان گفت جز اینکه گلچین روزگار عجب خوش سلیقه است...
هاشمی رفت و دورانِ ایرانِ بدون هاشمی آغاز شد. شاید همین عبارت "ایران بدون هاشمی" است که خیلی ها را به هراس انداخته و البته عده ای را هم شاید ...
اما چرا این روزها "دورانِ ایرانِ بدون هاشمی" به یک علامت سوال بزرگ تبدیل شده است؟
چرا در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی ، همان قدر که علائم اندوه وجود دارد ، نشانه هایی از هراس و استرس و نگرانی هم به چشم می خورد ؟
هاشمی رفسنجانی چه ویژگی هایی داشت که یک ملت به او تکیه کرده بودند ؟
او قدیمی ترین یار رهبر انقلاب بود ؛ یکی از نزدیک ترین یاران امام بود ؛ سردار سازندگی بود ؛ فرمانده جنگ بود ؛ پدر اعتدال بود ؛ مرد مصلحت بود ؛ دلسوز اسلام و ایران بود و ....
اینها همه هاشمی است ، و این همه هاشمی نیست !
هاشمی را باید در مشی هاشمی بجوییم ، وگرنه هاشمی را با خاکسپاری پیکرش از دست خواهیم داد.
افکار و کردار و گفتار هاشمی بود که از او یک سیاستمدار سیاست شناس و زیرک ساخته بود. شاید کمتر کسی را بتوانیم در تاریخ ایرانزمین بیابیم که آینده نگری و صبر و تدبیر هاشمی را داشته باشد. محال بود هاشمی حرفی بزند یا کاری بکند در حالیکه به آیندۀ آن حرف یا آن کار بی توجه بوده باشد. درد آینده و دغدغۀ فردای ایران سراسر وجود پیردمرد دوراندیش را فرا گرفته بود.
همین نگاه آیت الله بود که باعث شد او را "امیرکبیر زمان" بنامند ، که بعید می دانم چنان کیاست و چنان درایتی در امیرکبیر هم موجود بوده باشد.
هاشمی یکی از همان مردهایی است که از عصر خود فراتر بودند ، به همین دلیل در مقاطعی رنج تنهایی را چشید ، اما صبر کرد ، آنقدر صبر کرد که حتی بینی صبر هم به زمین مالیده شد ، شاید یکی از عوامل ماندگار شدن نام هاشمی همین "صبر" او باشد. صبر هاشمی بود که او را پس از سال ها کم لطفی بار دیگربه آغوش مردم برگرداند. البته علاوه بر صبر عامل دیگری هم موثر بود ، و آن چیزی نبود جز "عشق ".
عشق به مردم ، عشق به انقلاب ، عشق به پیشرفت ، عشق به توسعه ، عشق به کودکان امروز و عشق به نسل های فردا . همین عشق بود که به آیت الله اجازه نمی داد فقط به امروز فکر کند ، تا بر تخت عافیت بنشیند و دم از تحمل و مقاومت مردم بزند ، که بیرون گود بنشیند و بگوید لنگش کن. آری هاشمی رفسنجانی به معنای حقیقی کلمه یک ایثارگر بود.
او عالمِ مجاهد و سیاستمدارِ فداکاری بود که در فراز و نشیب ها و سختی های انقلاب اسلامی در تمام دوران ها از جمله دوران مبارزه ، دوران استقرار ، دوران جنگ ، دوران سازندگی ، دوران اصلاحات و دوران احمدی نژاد همواره سنگ زیرین آسیاب بود که یا سنگین ترین و مهم ترین مسئولیت ها را به دوش می کشید یا می بایست درد جانکاهِ سخت ترین حملات و هتاکی ها را به جان خستۀ خویش تحمل می کرد.
اما هیچگاه ابراز خستگی نکرد و تا زمانی که مقصودش ، یعنی "آگاهی مردم به حق تعیین سرنوشتشان " محقق نشد ، از پاننشست و حرفی از رفتن نزد . شاید به همین علت بود که این اواخر می گفت : «حالا می توانم راحت بمیرم ».
مرد مصلحت آسوده رفت چون میراث گرانبهایی از خود بر جای گذاشت . میراث هاشمی عمومیت یافتن باور به تغییر بود. هاشمی می گفت : « به جلو که می رویم ، با تغییر شرایط باید تغییر موضع بدهیم» ؛ هاشمی نشان داد که می توان تغییر کرد. تغییر محصول واقع بینی هاشمی بود و واقع بینی برگرفته از سیرۀ معصومین ومفهوم "نسخ" از احکام قرآن کریم بود.
آیت الله دعوت حق را لبیک گفت ، اما حاضر نشد ملتی را اینچنین مضطرب و نگران رها کند. همین ملت اگر هاشمی رفسنجانی را شناخته باشند به خوبی می دانند که او حتی به روزها و ماه ها و سال های پس از مرگش هم فکر می کرد.
هاشمی آسوده رفت چون پرچمی را که به اذن امام و حمایت رهبری ، سال ها به دوش کشیده بود ، امروز در دست اهلش مشاهده کرد. اهل این پرچم مردم ایران هستند ، مردمی که عاشقانه پای ارزش های انقلاب ایستاده اند و می خواهند در مسیر رشد و توسعه حرکت کنند. مردمی که پس از گذشت پنج دهه بالاخره این مرد دور اندیش را شناختند و اکنون در فراغش می سوزند و زار می گریند و می گویند :
ای مرد مصلحت به خدا می‌سپارمت جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
پربازدید ها
آخرین اخبار
نظرسنجی
شما چه ارزیابی از توافق هسته ای میان ایران و غرب «برجام» دارید؟
یک توافق برد- برد
کاملا به سود ایران
کاملا به ضرر ایران